عشق پووووچ

صفحه اصلی آرشیو مطالب تماس با من پروفایل قالب وبلاگ

post

 

 

 

 

 

 

 

خیالت راحــتـــــ . . .

شکسـ ــــته ها نفرین هم بکـ ــنند ،

گیرا نیسـ ــت …!

نـــفرین ،

ته ِ دل می خـ ــواهد

دلِ شکسـ ــته هـ ـــم که دیگر

ســــر و ته ندارد . . .

 

 

 

 

 

 

 

من عاشـــــــــق نیستم!

فقط گاهی… حرف تو که میشود دلم…

مثل اینکه تـــــــــب کند گــــــــرم و ســـــــــرد میشود

توی سیــــــــنه ام چـــــــــنگ می زند آب میشود

 

 

 

 

 

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبردار نباشی

 

 

 

 

 

ســـ ــینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

 

 

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد
تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد
بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من
که بغض آشنای ابر گریه می خواهد
بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم
و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
     که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد

 

 

 

 

 


 

من ترانه می سرایم

تو ترانه می نوازی

در ترانه های من اشک است و بی قراری

یک بغل از ارزوهای محالی…

تا ابد چشم انتظاری…

فکر پایان و جدایی…

ترسم از این است که شاید

در نگاهت من بیابم ردی از یک بی وفایی

 

 

 

 

 

 

 



برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 ] [ 21:32 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(2) ]

....

 

بی خیال

 

می سپارم دل به دریا،بی خیال

می شمارم لحظه ها را،بی خیال

می کشم بر دفتر نقاشی ام

نقش های زشت و زیبا،بی خیال

دوره گردی می شوم هر شب چو باد

ميكنم تکرار غزل ها،بی خیال

لا به لای آن غزل ها می کشم

سرنوشت خیس خود را،بی خیال

گاه در آشفته بازار دلم

می شوم تنهای تنها،بی خیال

بی خبر از شعر پر تشویش عشق

می کنم خود را تماشا بی خیال

گاه می سازم برای روح خود

نردبانی تا ثریا،بی خیال

گاه از ترس نبود مصرعی

می زنم عمری تقلا،بی خیال

بی خیالم با خود اما با تو من

حرف هایی دارم اما...بی خیال

 

وبعداز رفتنت ....

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

تورا با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای باطراوت ماندنَ

باغ قشنگ آرزو هایت دعاکردم

پـس از یـک جستـجوی نقره ای

در کــوچه های آبـی احساس

از بین گلهایی که در تنهایی ام روئید

تورا با حســــــــرت  جدا کردم ... !

نمی دانم چرا  "رفتی "نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم.

وتو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ... (( ولی رفتی ))

وبعداز رفتنت آسمانِ چشم هایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد

من بی تو تمام هستی ام را از دست خواهم داد ....

ومن با آنکه می دانم تو هرگز یاد مرا با عبور خود نخواهی برد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای تو ام ، برگرد ...!

...

و بعد از اینهمه طوفان ووَهم و پرسش و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ است

 در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغضِ کوچک یک ابر

نمی دانم چرا !؟!

شاید به رسم عادت پروانگی ...

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزو هایت

دعا کردم

 

 

 

 

 

     
سلام اي تنها بهونه واسه ي نفس كشيدن

هنوزم پر مي كشه دل براي به تو رسيدن
واسه ي جواب نامت مي دونم كه خيلي ديره
بذا به حساب غربت نكنه دلت بگيره
عزيزم بگو ببينمكه چه رنگه روزگارت
خيلي دوست دارم تو مهتاب بشينم يه شب كنارت
سر تو مهربوني بذاري به روي شونم
تو فقط واسم دعا كن آخه دنبال بهونم
حالم رو اگه بپرسي خوبه تعريفي نداره
چون بلاتكليفه عاشق آخه تكليفي نداره
نكنه ازم برنجي تشنه ام تشنه ي بارون
چه قدر از دريا ما دوريم بيگناهيم هر دو تامون
بد جوري به هم مي ريزه من و گاهي اتفاقي
تو اگه نباشي از من نمي مونه چيزي باقي
مي دوني كه دست من نيست بازياي سرنوشته
رو قشنگا خط كشيده زشتا رو برام نوشته
باز كه ابري شد نگاهت بغضتم واسم عزيزه
اما اشكات رو نگه دار نذار اينجوري بريزه
من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد
باقيش و بگم مي بيني گريه هات كلي حروم شد
حال من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني
من نگاهت بكنم تو تو چشام عشق رو ببيني
يادته من و تو داشتيم ساده زندگي مي كرديم
از همين چشمه ي شفاف رفع تشنگي مي كرديم
يه دفه يه مهمون اومد عقلم رو يه جوري دزديد
دل تو به روش نياورد از همون دقيقه فهميد
اولش فكر نمي كردم كه دلم رو برده باشه
يا دلم گول چشاي روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت و ديدم دل من ديوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از قصه ي من با خبر شد
اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده
اما بعد ديدم كه عشقه آخه اندازش زياده
تو بازم طاقت آوردي مث پونه ها تو پاييز
سرنوشت تو سفيده ماجراي من غم انگيزه
بد جوري ديوونتم من فكر نكن اين اعترافه
هميشه نبودن تو كرده اين دل و كلافه
مي دونم فرقي نداره واست عاشق بودن من
مي دونم واست يكي شد بودن و نبودن من
مي دونم دوسم نداري مث روزاي گذشته
من خودم خوندم تو چشمات يه كسي اين رو نوشته
اما روح من يه درياست پره از موج و تلاطم
ساحلش تويي و موجاش خنجراي حرف مردم
آخ چه لذتي داره ناز چشماتو كشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
من كه آسمون نبودم اما عشق تو يه ماهه
سرزنش نكن دلم رو به خدا اون بي گناهه
تو كه چشماي قشنگت خونه ي صد تا ستاره س
تو كه لبخند طلاييت واسه من عمر دوباره س
بيا و مثل گذشته جز به من به همه شك كن
من بدون تو مي ميرم بيا و بهم كمك كن

 

گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی که ستاره شو دلی روشن کن
من همچو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک با ش
بر یاسمن نگاه تو پیچیدم

گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و ترا به ساحل دیدم

گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریت نالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و با ترنمت روییدم

گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم

گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
 
 

وعده ما لب دریا

روی عکسا گرد و خاکه

بیشتر دلا هلاکه

قحطی گلای پونه ست

تقدیرا دست زمونه ست

عهد و پیمونا شکسته

رشته ی دلا گسسته

تقویما رو ماه تیره

زندونا پر اسیره

آدما یا همه مردن

یا که مات و دل سپردن

عصر ما عصر فریبه

عصر اسمای غریبه

عصر پژمردن گلدون

چترای سیاه تو بارون

مرگ آواز قناری

مرگ عکس یادگاری

تا دلت بخواد شکایت

غصه ها تا بی نهایت

دلای آدما تنگه

غصه هم گاهی قشنگه

چشما خونه ی سواله

مهربون شدن محاله

هک شده رو هر دیواری

که چرا دوسم نداری

خونه هامون پر نرده

پشت هر پنجره پرده

تا دلت بخواد مسافر

تا بخوای عاشق و شاعر

شبا سرد و بی عروسک

دلای شکسته از شک

زلفای خیلی پریشون

خط زدن رو اسم مجنون

شهری که سرش شلوغه

وعده هاش همه دروغه

چشمای خیره به جاده

عشوه های نخریده

آسمونا پر دوده

قلب عاشقا کبوده

گونه ی گلدونا زرده

رفته و برنمیگرده

آدما بی سرگذشتن

آهوا بدون دشتن

دفترا بدون امضا

ماهیان بدون دریا

تشنه ها هلاک آبن

همه حرفا بی جوابن

نصف زندگی نگاهه

بقیش همش گناهه

خدا رو انگار گذاشتن

رو زمین و برنداشتن

در و دیوارا سیاهه

آدرسامون اشتباهه

شب و روزا پر عادت

وقت که شد شاید عبادت

خدا مال غصه هاته

وقتی غم داری خداته

روی آینه ها غباره

شیشه ی پنجره تاره

بغضا بی صدا و کاله

همه از فکر و خیاله

قلک خوبیا خالی

مهربونیا خیالی

قفسا پر پرنده

لبای بدون خنده

نه شنیدنی نه گوشی

نه گلی نه گلفروشی

مرگ جشنای تولد

مرگ اون دلی که گم شد

خستگی ٬ بی اعتمادی

شک و تردید زیادی

امتحانای مکرر

لونه های بی کبوتر

مشقامون بدون امضا

اسممون همیشه رسوا

نمره های عشقمون تک

بامامون بدون لک لک

همه غایب توی دفتر

مث بالای کبوتر

خونه ها بدون باغچه

بدون حافظ و طاقچه

نه برای عشق میلی

نه کسی به فکر لیلی

دیگه پشت در بسته

کسی بیدار ننشسته

نه کسی ٬ نه انتظاری

نه صدای بی قراری

واسه عاشقی که دیره

لااقل دلت نگیره

کاش تو قحطی شقایق

باز بشیم سوار قایق

بشینیم بریم تو دریا

من و تو تنهای تنها

ماهیا خیلی امینن

نمیگن اگه ببینن

انقدر میریم که ساحل

از من و تو بشه غافل

قایق رو با هم میرونیم

میریم اونجاها میمونیم

جایی که نه آسمونش

نه صدای مردمونش

نه غمش نه جنب و جوشش

نه صدای گلفروشش

مث اینجا آهنی نیست

خوبه اما گفتنی نیست

پس ببین یادت بمونه

کسی ام اینو ندونه

زنده بودیم اگه فردا

وعده ی ما لب دریا

صبح پاشو بدون ساعت

که فراموش بشه عادت

نره از یاد تو زیبا

وعده ی ما لب دریا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر

وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر
خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام …

…

در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره ام
همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر….
عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست
قلبم رنگ تنهایی به خودش گرفته ، دیگر کسی به سراغ من نمی آید، تمام فضای قلبم را تنهایی پر کرده ، دیگر در قلبم جای کسی نیست
هر چه اشک میریزم خالی نمیشوم ، هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام نمیشوم ، کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند
دلم گرفته ….
خیلی دلم گرفته….
انگار عمریست آسمان ابریست و باران نمیبارد…
انگار این بغض لعنتی نمیخواهد بشکند…
وای از دست چشمهایم ، وای از دست اشکهایم…
آرزو به دل مانده ام ، کسی در پی من نیست و خیلی وقت است تنها مانده ام
نمیگویم از تنهایی خویش تا کسی دلش به حالم بسوزد ، نمیگویم از غمهای خویش تا کسی دلش به درد آید
من که میدانم کسی نمینشیند به پای درد دلهایم ، اینک دارم با خودم درد دل میکنم…
دلم گرفته ، رنگ و رویی ندارد برایم این لحظه ها ، حس خوبی ندارم به این ثانیه ها
میدانم کسی نمیخواند غمهایم را ، میدانم کسی نمیشنود حرفهایم را ، حتی اگر فریاد هم بزنم کسی نگاه نمیکند دیوانه ای مثل من را….
میدانم کسی در فکر من نیست ، تنها هستم و کسی یار و همدمم نیست ، میمانم با همین تنهایی و تنها میمیرم، تا ابد همین دستهای غم را میگیرم

 

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته


از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

شرمنده‌ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

 

 

 

 

 

دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست

گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست

من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل

تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .

 

بی روی او به دنیا ، یک ذره نیست میلی

از وقت رفتن او ، خیلی گذشته ، خیــــلی

دلتنگم و پریشان ، با یک امید کم رنگ:

شاید برای من هم ، دلتنگ مانده لیلی

 

 

من اگر روح پریشان دارم


من اگر غصه هزاران دارم


گله از بازی دوران دارم


دل گریان،لب خندان دارم


به تو و عشق تو ایمان دارم


در غمستان نفسگیر، اگر


نفسم میگیرد


آرزو در دل من


متولد نشده، می میرد


یا اگر دست زمان درازای هر نفس


جان مرا میگیرد


دل گریان، لب خندان دارم


به تو و عشق تو ایمان دارم


من اگر پشت خودم پنهانم


من اگر خسته ترین انسانم


به وفای همه بی ایمانم


دل گریان، لب خندان دارم


به تو و عشق تو ایمان دارم

 

تو آخر خوب قصه هائی و یه رویای قشنگ

تو یه فرشته نجات توی کابوس وحشت خوابی

و یه دست مهربون برای نوازش گلبرگ...

تو یک حقیقتی، یک حقیقت بی پایان...

تو رقص دلربای ساقه های طلائی گندم تو موسیقی لطیف بادی...

تو یه غزل عاشقانه توی رساترین شعر ذهن کودکانه منی...

تو مثل قهر بی ریای نسترن، زیبا و جذابی ...

تو آشوب دلتنگی غم انگیز دریا برای رسیدن به لحظه غروبی...

تو مثل یه مروارید همخونه صدف نگاه منی...

تو مثل یه سکوت قشنگ رو دستای پر از نیایش گل های یاسی...

تو یک حقیقتی، یک حقیقت باور نکردنی...

یک وجود صبور و یک قلب پر از سخاوت...

تو شیرین ترین واقعیت زندگی منی...

تو با وقارترین و با غرور ترین نقطه شروع بهشتی خنده های منی...

تو یه باور قشنگی تو ذهن و قلب ناباور من...

تو یه حس لطیف تو سرسختی غربت آسمون خواسته های شیرین ر‌‌ؤیاهامی...

شیواترین کلام شاعرانه من

دوستت دارم... دوستت دارم...دوستت دارم...

تو زیباترین و بی نظیرترین قاب عکس دیوار خالی نفس های منی...

صدای تو زیباترین و شیواترین غزل بارون از آسمون پاک خداست...

لطافت طنین لحن مهربون صدای تو

توی خلوت سکوت تن من زیباتر از لحن قشنگ یک گیتاره...

تو دست نیافتنی ترین بهانه لحظه های پر از دلتنگی منی...

تو اولین لبخند زیبا رو لبهای غصه دار منی...

تو بهترین تکنواز آهنگ حضور بهار تو زمستون سرد دلمی...

تو عارفانه ترین نور چشمای بی فروغ منی...

تو مثل یه بوسه لطیف رو گلبرگ پاک گل شقایقی...

تو زیباترین و بی همتا ترین آرایش کلبه کهنه قلب منی...

تو زیبا ترین، مونس ترین و خواستنی ترین حقیقت دلربای زندگی منی...

دوستت دارم... دوستت دارم...دوستت دارم...

می نویسم مینویسم از تو تا جسم کاغذ من جان دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت

فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی

تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی

تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد

اگه بعضی وقتها نمیشنوی دوستت دارم

به خاطر سایلنت دلمه ، نه اینکه معرفتم کمه !

باتشکرمدیروبلاگ نظرهم یادت نره ها

 

 

 



برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 ] [ 21:25 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(2) ]

....

مى خواهى بروى؟

بهانه مى خواهى؟

بگذار من بهانه را دستت دهم..

برو و هركس پرسيد چـــرا؟

بگو لجوج بود! هميشه سرسختانه عاشق بود..
...
بگو فرياد مى كرد! همه جا فرياد مى كرد که فقط مرا مى خواهد..

بگو دروغ مى گفت! مى گفت هرگز ناراحتم نكردى..

بگو درگير بود! هميشه درگير افسون نگاهم بود..

بگو بی احساس بود! به همه فریاد ها، توهین ها و اخم هایم، فقط

لبخند می زد..

بگو او نخواست ! نـخـواسـت كـسـى جـز مـن در دلــش خـانـه كـنـد

 

 

 

 

عاشقی یعنی بعد از دو ساعت اس ام اس بازی با عشقت،

شب که دلتنگش میشی دوباره میشینی

همون اس ام اسای تکراری رو میخونی !

 

**************               ******              **************

 

وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد ، هیچ فاصله ای دور نیست ،

هیچ زمانی زیاد نیست و هیچ عشق دیگری نمی تواند آن دو را از هم دور کند !

محکم ترین برهان عشق ، اعتماد است …

 

 

 

 

کـاش از اول میـدونـستـم 

تــــــو 

رفـیـق نـیمـه راهـی

 

 

 

لعنت به خیابان هایی که

 فروختن مواد در آن آزاد است

 اما گرفتن دستی که دوستش داری ممنوع...

 

 

 

 

 



برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 02 اردیبهشت 1394 ] [ 21:19 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(1) ]

عشق

 

به سلامتی یه نخ سیگار....که میدونم قبل من با کسی لب نگرفته...سلامتی دودسیگار...با اینکه کم رنگه ولی یه رنگه ....سلامتی ته سیگار...که بهم یاد داد نتیجه سوختن و ساختن زیر پا له شدنه....!

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

همیشه وقتی یکی ازم می‌پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ می‌گفتم... .

ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم: یکی!!! می‌دونی چرا؟ چون قوی‌ترین و بزرگ‌ترین عددیه که می‌شناسم... .

دقت کردی که قشنگ‌ترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکی هستن؟؟؟ ماه یکیه... .

خورشید یکیه... .

زمین یکیه... .

خدا یکیه... .

مادر یکیه... .

پدر یکیه... .

تو هم یکی هستی... .

وسعت عشق من به تو هم یکیه... .

 


جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

من تسليمم
عکسهای غمگین از لحظات تنهایی, عکس های غمگین عاشقانه www.jazzaab.ir

آهای عشق، من تسلیم تو هستم…

آهای عشق، من هیچ حرفی در برابرت ندارم که به زبان بیاورم…

تو مرا شکست دادی ای عشق… من تسلیم احساسات آتشین تو میباشم…

آهای عشق، تو مرا خیلی شکنجه دادی، مرا عذاب دادی، یک دنیا غم و غصه در وجودم جا دادی، ولی من باز هم من با این همه عذاب تسلیم تو شدم…

آهای عشق، تو مرا در باتلاق زندگی فرو بردی، تو مرا در زندان عاشقی اسیر کردی، تو مرا در سرزمین دروغینت نگه داشتی تا من از تو دور نشوم…

آهای عشق من تسلیم تو هستم ، اینک که من تسلیم تو شده ام، میخواهی دوباره مرا شکنجه دهی؟. مرگ را به تو ترجیح دادم ، اما تو نگذاشتی که من خودم را از این دنیا و از تو راحت کنم…

ای عشق، تو کجایی؟ فریاد  مرا می شنوی؟.. گریه های را میبینی؟… غم و غصه های مرا احساس می کنی؟….. پس چرا پاسخی به من نمیدهی؟…

من تسلیم تو شده ام… آروز داشتم یک بار هم تو تسلیم من شوی!

تنها آروزی من این بود که من تو را فراموش کنم! اما…!

اما نتوانستم فراموشت کنم، تو احساسی را در وجود من قرار دادی که دیگر فراموشی تو زمان مرگم هست…!

آهای عشق من تسلیم تو هستم
…

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

 



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 25 دی 1393 ] [ 17:03 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(1) ]

......

 

 تنهـایی یعـنی موقـع درد فـریاد زدن...

 


 
تنهـایی یعـنی اشــک بی صـدا...
 
 
تنهـایی یعـنی خسـته اما بدون تکـیه گاه..

 

 

تنهـایی یعـنی حسـرت دیدن چشـم نگران...


تنهـایی یعـنی دسـتاتو با لـیوان چای گرم کنی...


تنهـایی یعـنی حسـرت دیدن چشـمان منتظـر...

 

 

تنهـایی یعـنی حسـرت شنیـدن صـدای نگـران...


تنهـایی یعـنی اس ام اس بدون جواب...


تنهـایی یعـنی حسـرت شنیـدن صـداـی آشـنا...


تنهـایی یعـنی حسـرت یه اغوش...

 

 

تنهـایی یعـنی حسرت دسـتاش...


تنهـایی یعـنی حسرت نگاهـش...


تنهـایی یعـنی حسرت گذشـته...


تنهـایی یعـنی زندگـی با خـاطرات...


تنهـایی یعـنی بسـتن چشـم و سیـر در خاطـرات...

 

 

تنهـایی یعـنی سفارش غـذا براـی یه نفـر...


تنهـایی یعـنی سیگـار پشــت سیگـار...


تنهـایی یعـنی بغض خورده شـده...


تنهـایی یعـنی نگـاه به آسمون...


تنهـایی یعـنی درد دل با ماه...


تنهـایی یعـنی تکیـه به دیوار...


تنهـایی یعـنی لحـظه هـای بدون آرامـش...

 

 

تنهـایی یعـنی زخم خوردن از آدم ها...


تنهـایی یعـنی درد بدون مسـکن...


تنهـایی یعـنی نگـاه کردن عکس...


تنهـایی یعـنی گوش کردن صـدای ضبط شـده...


تنهـایی یعـنی مـرگ بی صـدا...

 

 

تنهـایی یعـنی جسد کـرم گـذاشتـه شـده تو خـونـه...


تنهـایی یعـنی دفن بی صـدا...


تنهـایی یعـنی قبر بی رهـگذر...


تنهـایی یعـنی قبـر خاک گـرفتـه...


تنهـایی یعـنی مرده متحرک...


تنهـایی رو فقـط یه آدم تنهـا میفهمـه...
 

آهای عشقم!به خواسته هایت رسیدی؟هوس هایت به ته کشید؟لب های دیگران دلت را زد؟آغوش های دیگران برایت جا به اندازه ی کافی نداشت؟برای اشک هایت خندیدن؟سردیت را گرم نکردند؟کمبودهایت را گفتند عقده؟دردهایت را با شادیشان عوض کردند؟دوستت دارم هایشان عام بود؟بوسه هایشان طعم هرزگی میداد؟؟؟ اینها همان کسانیند که تو بخاطرشان چشمت را بر تمام عاشقانه های من بستی!حالا که از دنیا فقط دست رد برروی سینه ات مانده...برگشتنت برای من چه سود...؟

این را بدان همه برایت *من* نمیشوند!!! 

 

با چشم هایت حرف دارم.میخواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم ...از بهار..از بغض های نبودنت...از نامه های چشمانم..که همیشه بی جواب ماند..باورنمیکنی؟؟

تمام این روزها با لبخندت آفتابی بود..اما دلتنگی آغوشت رهایم نمیکند..

...به راستی عشق بزرگترین آرامش جهان است...

 

 

 

تنها تویی در آسمان قلبم
که مثل ستاره میدرخشی در شبهای تیره و تارم
که هر سحرگاه مثل خورشید طلوع میکنی در دل قلب عاشقم
با طلوع تو ای خورشید من ، غمی دیگر در دلم نیست
احساس آرامش میکنم وقتی که تو نورانی کرده ای سرزمین قلبم را
تنها تویی در آسمان قلبم
که مثل پرنده ای پرواز میکنی در قلبم
اوج میگیری در آسمان آبی احساسم ومرا به بالاترین نقطه ی عشق میرسانی
تنها تویی در آسمان قلبم
تویی که مثل باران میباری بر کویر تشنه ی قلب عاشقم و
عاشقتر میکنی مرا با طراوت قطره های مهربانت
تنها تویی در سرزمین احساسم
تویی که هر لحظه قدم برمیداری بر خاک دلم 
از جنس عشق میشود خاک این سرزمینیکه روزگاری بود هیچ رهگذری از آن عبور نمیکرد
آری روزگاری بود که هیچ ستاره ای در آسمان قلبم نمیدرخشید
هیچ خورشیدی طلوع نمیکرد
تنهایی بود و تنهایی ، آمدی و گفتی که از جنس مایی
عشق را میشناسی ، همیشه با ما می مانی
من و قلبم نیز تو را باور کردیم
در آسمان آبی احساس جشن عشق را برپا کردیم...
تنها تویی در قلب پر از احساسم
تنها تو خواهی ماند در آسمان قلبم

من تنها نیستم.اشکهایم را دارم.اشکهایی که ازغم تو برگونه هایم جاریست!!!

من تنهانیستم لحظه هارا دارم.لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه میمیرند تا حجم فاصله هارا کم رنگ تر کنند!!!

من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمیشود...چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ پشمانت میشوم.!!

هرلحظه دوریت برایم یه دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من.چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم.....!

ولی من باز چشم به راهم ...چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی مهربان من.

دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن!

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری!

دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می‌داری!

دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق!

دوستت دارم همچو تکه ابرهای سفیدی که در اوج آسمان آبی در حال عبورند!

دوستت دارم چون تو رو میخواهم و تو نیز مرا میخواهی!

دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!

دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می‌کنی . . .

 



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 25 دی 1393 ] [ 16:58 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(0) ]

نامه های عاشقانه....

سلام عشقم داری میخونی اینو؟؟

 

یادته قرار بود  همه به عشقمون حسودیشون شه؟؟

 

یادته قرار بود تا آخرش با هم باشیم همیشه؟؟

 

یادته بغلت کرده بودم گفتم اگه یه روز بری چی کار کنم؟؟

 

توم گفتی هیییس !! من قرار نیست از پیشت برم ..؟!

 

کیی اومد تو زندگیت  که من رفتم از خاطراتت؟؟

 

کیی تونست بیشتر از من تورو بخواد؟؟

 

خیلی سوالا توی مغزمه ولی هر چی بیشتر فکر میکنم  بیشتر به پوچی میرسم

 

بعضی وقتا سوالا آسونن .. ولی جوابا سخت  ... تو که جونمی عمرمی زندگیمی عشقم بودی چرا رفتی پشتمو خالی کردی ؟؟>>

 

ولی اینو بدون که من بخاطر لبخندت دنیا رو به آتیش میکشم

 

داری دیگه میشی برام رویا   یک رویا که هر شب بخاطرش قرص آرام بخشمو زود زود تموم میکنم ...

 

یه پیر زن و یه پیر مرد تو یه خونه زندگی میکردن

 

پیره زنه موقع خواب خروپف میکرده و نمیذاشته پیر مرد بخوابه و

 

پیرمرد تا صبح بیدار میمونده وقتی ام که پیره زنه بیدار میشد بش میگفته که خروپف میکنی

 

پیر زن قبول نمیکرده و میگفت من خروپف نمیکنم. پیر مرد برای این که ثابت کنه پیر زن خروپف میکنه یه شب

 

صدای خروپف پیرزنه رو ضبط میکنه که وقتی پیرزن بیدارشد بش نشون بده. همون شب دیگه پیرزن از خوب پا نمیشه

 

تا پیر مرد صداشو نشون بده  و همون صدای خروپف ضبط شده از پیرزن تا چند سال برای پیر مرد حکم لالایی رو داشته و شبا تا اون صدای خروپف  رو گوش نمیداد خوابش نمی برد و عشق یعنی این........

 

 


سلام عزیزم

دیدی دیروز چقد حرف برا گفتن داشتیم؟ اصن حرف کم نمیاوردیم.چه روز سختی داشتیم

روز گریه بود. روز جدای.روز مرگ.روز عذاب

میبینی روزش چقد فرق داشت؟

الان ک دارم برات مینویسم سرکارم جلوی همه گریم گرفته

دیگه نفسم بالا نمیاد.

بی تو موندن خیلی سخته

همش صفحه گوشیمو نگاه میکنم

دستم میره برات بگم اشتباه کردم میام پیشت

ولی یه حسی بهم میگه بذار راحت باشه

تو هیچی برا اون نداری. تو با برگشتنت آیندشو,زندگیشو خراب میکنی

امیدورام این تصمیمی که گرفتم درست باشه

بخاطرتو رفتم چون نخواستم زندگیتو با من خراب کنی

من هیچی  تو این دنیا ندارم

اسمتو رو قلبم هک کردم تا هیچوقت از یادم نری

بعضی ادمارو خدا اشتباهی زمین اورده اونا فرشته هستند توهم اشتباهی آورده شدی

دیشب وقتی در جواب بدی که بهت کردم اون حرفارو بهم میگفتی داشتم از خجالت آب میشدم

من از بودن خودم خجالت میکشم. و از تمام ادامای که منو هم مثل خودشون دل سنگ کردن متنفرم.

من به این بدی نبودم.احساس داشتم,دل کسیو نشکونده بودم,حاظر بودم خودم عذاب بکشم ولی کسی رو عذاب ندم.

عزیز من,عشق من,نفس من,وجود من, توهم دلت سنگ باشه منو دور بنداز

نبینم گریه کنی,طاقت گریه هاتو ندارم

بازم برات حرف دارم . دلم برا تو مینویسه بازم بیا بخون

 

نزدیک تر میام...حالا میتونم صورت ماه تو واضح ببینم...آره خودتی...چه لباس قشنگی...چقد بهت میاد..چقد آرزو داشته ام من الآن کنارت بودم..الان باید دستای من تو دستات میبود!چی شد یدفه؟نمیدونم...!تو سرم سروصداست...شلوغه..جلو میام...اشکام...خسته شدم..کاش خواب بود..حرفات یادم میاد تو عشق منی عزیزم..بدون تو میمیرم..اونیکه مرد منم نه تو..بازم اشکام..جلوتر میام..نگات به من می افته..فقط نگا میکنی..وامیستم..دیگه جلوتر نمیام..اه اشکای لعنتی..زیر لب...خوشبخت شی..!لبخند میزنی...اشک میریزم...دیگه منم و اشکام...خودم تنها..!

 

کاش دروغ نمیگفتی!!!

 

نزدیک تر میام..

 

 

تموم وجودم اگه یه روز نباشی دنیا رو به اتیش میکشم.مهم نیست که عشق ما چه جوریه.شاید بعضیا بگن این یه هوس بچگانس.مهم نیست که عشق ما پنهونیه.مهم اینکه عشقه.دوست دارم و تا آخر دنیادوست خواهم داشت.بدون که من هیچ اغوشی رو حتی در اینده بجز آغوش تو نمی پذیرم.میدونم که یه روز میرسه که بهت میرسم.مهم این نیست بقیه چی میگن.مهم اینه که ما باهم باشیم

 

 

 

 

 

 

ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ ﺧﻮﺑﯽ؟


ﻣﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺩﯾﺪﻧﻢ ... ﻋﺸﻘﻢ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﯿﺎﯼ


ﺩﯾﺪﻧﻢ ﺑﺎﺷﻪ ؟؟


ﻭﺍﯾﺴﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﺮﺍ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺧﯿﺴﻪ . ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟؟


ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮔﺮﯾﺖ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ .. ﻋﺸﻘﻢ ﻧﮑﻨﻪ


ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻧﻪ ؟؟ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻨﻢ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮓ


ﺷﺪﻩ .. ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﺲ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ .. ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﻢ ﻣﺤﻠﯽ


ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﯽ ﻣﺮﺍﻣﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﺭﯼ


ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﻗﺒﻞ ﻣﺮﮔﻢ ﺑﺨﺸﯿﺪﻣﺖ ﻭﻟﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺯﻧﮓ


ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﯼ ﻭ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ ..


ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﻡ ﻗﺸﻨﮕﻪ ؟ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺑﮑﺶ ﺭﻭ ﺳﻨگ ﻗﺒﺮﻡ ﺗﺎ ﺁﺭﻭﻡ ﺷﻢ...


ﻋﺸﻘﻢ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺗﻮﺭﻭ ﺑﺨﺸﯿﺪﻡ ..

 

 

 

 

 



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 25 دی 1393 ] [ 16:49 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(0) ]

post



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 25 دی 1393 ] [ 16:40 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(12) ]

post

 

 

 ღعکسهای متحرک عاشقانهღღعکسهای متحرک عاشقانهღ ღعکسهای متحرک عاشقانهღ ღعکسهای متحرک عاشقانهღ ღعکسهای متحرک عاشقانهღ 



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 25 دی 1393 ] [ 16:37 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(1) ]

عشق دوست داشتنی

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.

 

رفته و چقدر زود از یاد برده که

 

نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست

 

که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست

 

و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و

 

صبوری کند.

 

تا از یاد ببرد صاحبش را.

 

تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه  می انداخت را فراموش کند.

 

و فراموش کند که روزی کسی بود

 

که برایش زندگی بود..

 

 

نگاهت که می کنم

 

چیزی مرا از " نداشـتـن " ها جدا می کند

 

با تـــو که می خـندم

 

قفل های این روزها باز می شوند

 

در تـــو كه می میرم

 

جاودانگی ، ترانه ی مرغان خوشخوان روزگارم می شود

چه خوش اتفاقی ست

 

بــا تـــو بــودن

 

عاشقانه که صدایم می کنی

 

نامم دل انگیــزترین آوای دنیــا را به خود می گیرد

 

...

موهایم را همچون امواج خروشان دریا

در نسیم نفسهایت آرام آرام رها می کنم

و لذت با تو بودن را

همچون تماشای غروبی دل انگیز

تا مرز جنون احساس می کنم

و تو با من همراه می شوی

لحظه به لحظه با من اوج خواهی گرفت در آسمان عشق

و به انتهای خوشبختی خواهیم رسید

آنجایی که حتی کبوتران برای رسیدن به آن سر باز می زنند

انگشتانم صورتت را لمس می کند

نگاهم را در نگاهت غرق می کنم

و آغوش تو برایم بهشت می شود

بهشتی از جنس گلهای رز قرمز آتشین

که با هیچ کجای دنیا عوض نمی کنم

..

 

 

 

تمام غصه ها دقیقا" از همان جایی آغاز می شوند

که ترازو بر می داری

می افتی به جان دوست داشتنت !

اندازه می گیری

حساب و کتاب می کنی

مقایسه می کنی

...

كاري كن كه دنيا و تمام جهان را فراموش كنم

من را در آتش  ِ عشقت بسوزان

بگذار قشنگترين جملات را برايت بخوانم

اگر تمام دنيا و جهان را بگردم

امکان ندارد عشقي همچون عشق تـــو پيدا کنم

هر چه قدر به تـــو بگويم دوستت دارم باز هم براي تو کم است

 

 
 

 

 

 

در سایه ی یک نگـــاه

گاهی می توان دمی آسود

در جاری یک صـــدا

گاهی می توان غرق بودن شد

در حجم بودن عـشــق

گاهی می توان هیچ شد

در اوج یک آسمان مـهـــر

گاهی می توان از هزاران قله گذشت

می توان در هجوم تمام هستها نیست شد

و در برابر تمام نبودنها به یک بـــودن بالید

...

 

 

 

 

 

مگذار که عشق ، به عادت دوست داشتن تبدیل شود

مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه ، به عادت آب دادن گل های باغچه بدل شود

عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست

پیوسته نو کردن ِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن

تازگی ، ذات عشق است و طراوت ، بافت عشق

چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟

عشق ، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یک بار برای همیشه

جام بلور ، تنها یک بار می شکند

می توان شکسته اش را ، تكه هایش را ، نگه داشت

اما شکسته های جام ،آن تکه های تیز برنده ، دیگر جام نیست

احتیاط باید کرد

همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز

بهانه ها ، جای حس عاشقانه را خوب می گیرند

 

 

 



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 25 دی 1393 ] [ 15:49 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(1) ]

post

 

 

 

 

وقتى دوتا عاشق از هم جدا میشن

نمیتونن مثل قبل با هم دوست باشن

چون به قلب همدیگه زخم زدن

نمیتونن دشمن هم باشن

چون روزى عاشق هم بودن

فقط میتونن آشناترین غریبه به همدیگه باشن...



برچسب‌ها:
[ پنج‌شنبه 25 دی 1393 ] [ 15:37 ] [ eshghpoooch ] [ ارسال نظر(5) ]

درباره وبلاگ

هــ ــی فلانـــــــــــــــــــــی …تو که می آیی مطالبمو میخوانی و نظر میدهی ..... عاشقــــ♥ـــانه هــــای مــــرا , بـــه خـــــودت نگیـــــــــر ...!مخـــــاطــــب مــــن ، معشـــــوقـــ♥ـــ ایــست کـــه وجـــودش را , به " دنیـــــــــــــایی " نمیـــــدهــــــــم …..............! ♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥♫♥ پس ازان عشق به هرعشق جهان میخندم هر که ارد سخن عشق به میان میخندم من از ان روزی که دلدارم رفت به هوس بازی این بی خبران میخندم خنده ی تلخ من ازگریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته من به ان میخندم ***************************** من و او پارسال زیر باران قدم می زدیم امسال او با کس دیگری زیر باران اشکهای من قدم می زد کس چه میداند شاید باران پارسال اشک های کس دیگری بود ******************************* به چه میخندی تو؟؟؟؟؟ به مفهوم غم انگیز جدایی!!!!به شکست دل منیا به پیروزی خوش ما!!! به چه میخندی تو؟؟؟؟ به نگاهم ک چه مستانه تو را باور کرد!!!!یا ب افسردگی چشمانت که مرا سوخت و خاکسترکرد!!!! به چه میخندی تو؟؟؟؟؟؟ به دل ساده ی من میخندیکه دگرتاابدنیز به فکرخود نیست!!!1خنده دار است نه؟؟؟؟؟

نویسندگان

sara

آخرین پست ها

•٠·˙ دلنــوشـتـه هـای عـاشـقــانـه •٠·
post
عکس های love
من باوردارم...
جدایی......
عشق
......
......
نامه های عاشقانه....
روزها و شب ها

آرشیو مطالب

آذر 1394
مرداد 1394
فروردین 1394
دی 1393

پیوندها

قالب لوکس بلاگ|قالب وبلاگ عاشقانه آرزوهای من لوکس بلاگ
دوربین مداربسته|نگهدارنده گوشی موبایل
مشاوره حقوقی رایگان | چارتر|فروش حفره یاب
دانلود تحقیق |  تور کیش |فروش دیوان عبدالواسع جبلی
|طراحی نما
موبایل اسمارت | فال حافظ

سایت آوازک

چت روم|سایت تبادل لینک رایگان|استخدام
مانتو زنانه آیسان|دکوراسیون داخلی
اتوبار شرق shomalbar|دکوراسیون
هندریل شیشه ای|خرید بلیط هواپیما
کیسه آب گرم|بزرگ کردن تصویر موبایل
خرید جم کلش|جم
مدل لباس مجلسی|فروش دوربین مداربسته|

دیگر امکانات

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]
[ طراح قالب : آوازک | Theme By : Avazak.ir ]
💬 نظرات کاربران
نظر خصوصی
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران